شهریار است یار شهر گه بزند دست به قهر این الهی مقام نیست خود بداند مرام چیست شارع که دین جعل کند بارش را فرد حمل کند این ننماید هیچ جبری از او باید بیش صبری پیغمبر گشت چون رهبر اذن شود پس خوشتر دین و کفرند جفت کالا عرضه گشتند از بالا شهریارست از مردم جو بخواهند لو گندم