خرید بک لینک

اینک باغ شدادم

که نکند دلشادم

بی سکینه ساکنان

بر نفسشان ظالمان

سلطانش خود نور خواند

عبدانش را کور خواهد

اکثر پی او شدن

گتتر پی هو شدن

تکاثر را واله ها

چاه جوی ته چاله ها

اهالی این إرم

نمی باشند محترم

برخی شده شه پرست

بعضی شده چپه دست

جمله روند تا به گور

گرچه بینند جمله سور

لابد فرجام دریابند

وقتی در نار درمانند

سپس بینند نعمت را

چرا شده نقمت ها

بیدار شود بس خفته

ز ین رؤياى پر فتنه

شرطش بود ضربه ای

کز آن یابند یقظه ای

* * *

اینک منم آلمانی

اندک کنم علافی

از یک چنین بلایی

ربا دهم رهایی

در وطن هم بلایاست

کارم فقط خدایاست

نبیت گفته این سخن

اندر باب این فتن

با سر مرو در بلا

ازو مشو هم جدا

آن را حیله ندانی

این را چاره بتانی

هرگز مباش پخته خوار

بلکه بباش کشته خوار

وطن همان مولدت

شود همان ممددت

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:44

صفحه بندی