خرید بک لینک

چند دقیقه ای به وقت نیمه شب شرعی به افق گرگان باقیست. می خواهم چند اشتباهم را در نوشته قبلی اصلاح کنم . از جمله اینکه حاج شاه نظر ، توانسته از باکو به تهران پرواز کند و باتفاق سایرین که مجبور شده بودند برای رسیدن به مقصد مسیر باکو-استامبول - تهران را دور بزنند ، از تهران به گرگان بیاید. ناخودآگاه قضیه حمار متداعی و در نتیجه بداء حاصل می شود که مقتضای تقدیر همان از آب در می آید که انتظار نمی رود. النهایه پریروز مراسم پنجم حاج طاغان برگزار شد و امروز هفتمش بود . شمار کسانی که در هر دو مناسبت شرکت کردند بیش از حد توقع بود. پس از صرف صدقه ، به حضور خطیره آپا و باقی نسوان آمده و عرض تسلیت شد . همه که رفتند و مجلس خصوصیتر گردید ، خاطرنشان شدم که حیات و ممات به امر خدا اتفاق می افتد. لذا به مثابه بندگان باایمان ، در مورد مصایب ، بایست به همان پروردگار حکیم رجوع نمود و طبق هدایت آن قادر جبار با حوادث برخورد کرد . البته در خصوص فوت مرحوم یادشده می توان دل خود را بیشتر آرام بخشید که وی در روزی مبارک با اجل مواجه گردیده که در آن امید بسیار به آمرزش هست. وانگهی رحلت او چنان دوستان ، آشنایان ، همکاران و غیره را متأثر ساخت که شاید کمتر کسی - حتی دارایان ، دانایان و ذینفوذان - مراسم تشییع و ترحیمش چنین چشمگیر برگزار شود. وی ، بقول قزاقها ، نه بی ، نه بای و نه شونجار بود . این را هم باید مورد عنایت قرارداد که آن شادروان درجوار پدرش ( مرحوم ه ر مو'قامبه ت ) جاى گرفته است. اینکه سرکنسول قزاقستان در گرگان خودش مبادرت به رفع اشکالات پاسپورت خانواده عزادار نموده حاکی از اهمیت اجتماعی و سیاسی نامبرده است. بقول قزاقها مشارالیه نه تنها از دنیا عبور کرده بلکه از اقرانش بابت تکریم سبقت گرفته است . شاید لازم است بازماندگان به شفاعت وی در رستاخیز امید داشته باشند ؛ البته منوط به آنکه در خط او حرکت نمایند.

خانم خبر داد که بعد از ظهر جمیع خاندان جاری به زیارت اهل قبور ، منجمله خویشاوندان سببی رفته و احساس فراغت نموده و صرف شام کردند . سپس به منزل مرحوم نورمشات رفته و قرار است اولین پنجشنبه یادبودش را نیز برگزار کنند.این هم ناگفته نماند که به نگارنده نیز یک بولیز ، جوراب ، حوله و... به عنوان تبرک داده شده است .

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:57

صفحه بندی