بالاخره تصمیم گرفتم که معمای شبه قصه ها را حل کنم. یکی از علوم انسانی تاریخ است که خیال می کردم نامش یک کلمه عربی می باشد ؛ ولی پس از مراجعه به لغتنامه ها و "ویکیپدیا" کاشف بعمل آمد تباری یونانی دارد. به عبارت دیگر ، از ریشه " ارخه" آب می خورد که کلمات آرخیو روسی و آرشیو رایج در السنه فرنگی ، به معنای بایگانی از واژه مذکور زاده شده است. اما در گفتمان قرآن بحث قصه و از جمله قصص الانبياء مطرح است. قصاص نیز از همین مقوله می باشد. از قضا جمله " قصاص به قیامت نمی ماند " ورد زبان قزاقهاست. الغرض هیچ جنایتی بلامکافات نمی ماند / نباید بماند. این نکته را هم باید متذکر شد که معادل قصه در زبان انگلیسی story می باشد و جالبتر اینستکه مترجمین سرشناس کتاب معروف دورانت را " تاریخ تمدن " خوانده اند گرچه مؤلف Story of civilization نامیده است. یعنی نامبرده تاریخ مصطلح را داستان / قصه تعریف می کرده تا پیامد های هر واقعه را بیان دارد.
اینجانب هم خواستم از حافظه خود جهت بایگانی سرگذشت قزاق های پناهنده به ایران برای تاریخنگاران استفاده نمایم. البته حجم کار بنده نیز لایق عنوانی بیش از شبه قصه نیست تا چه در نظر آید و چه قبول افتد. لب کلام این است که آنچه بر سر هر کس می آید ، الحق و الانصاف ، برآیند خواسته خداوند و عمل آدمیزاد است. چکامه زیرین مشعر بر این حقیقت است :
قو'داي ه كه ش قو'داي دا
جارده مده مه س ادامعا
كومه كته سپه ي په نده له ر
ىنت - شىنتىمه ن قو'دايعا
ىنتا كه ره ك تىرلىكته
ساناماستاي وك^ايعا
ويىن ده گه ن ءومىردى
ءتىپی وعان جاراي ما؟
نار جولىندا جو'ك قالماس
نار ده گه نىم ادام دا
مويىن به رمه س بو'ل جو'ككه
ه ر سانالار قالايشا ؟
كوته ره العان سالماقتى
تورگه وزار عالامدا
ه ر تاریقپاي مولىقپاس
ده پتی دانا اتام دا
ماک^دایلارعا جازىلىپ
تاعدىر قو'رعاپ قالام دا
اریش فروم روانشناس نیمه فیلسوف آلمانی تبار که از فاشیسم نازی به کاپیتالیسم آمریکا پناه برده است کتابی نوشته که دوبار بزبان فارسی ترجمه شده بنام " گریز از آزادی ". می خواهد این واقعیت را افشا نماید که اکثریت انسانها به بهانه سیطره استبداد از بکار بردن اختیارات خویش طفره می روند. تا چنین روحیاتی هست کالای آزادی خریداری نخواهد داشت. لذا حتی اقوال خردمندان هم می تواند عامل توجیه بیدادگری باشد. قضیه این است که برخی فلاسفه انتظار دارند همه امور را خدایی قهار و جبار تمشیت فرماید. انگار سر خلایق فقط توپی برای هوسباز ی خدایان و خداوندگان جاهل است و بس و پس چاره ای جز تمکین به خودخواه ها نیست. سبحان الله عما یشرکون!
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان