خرید بک لینک

شبه قصه ( 21 )

چنانکه افتد و دانی ، دیشب باز هم کلاه من و پاتشایم توی هم رفت. حرف درباره کورونا در ایران و غیره و گرفتاریهای مربوطه کشید به اینکه نادیا پاویز از جمله قزاقستانیهایی است که نتوانسته به وطنش پرواز کند. آنهایی که به کشور یادشده رسیده اند در قرنطینه هستند. تازه وضع ما ایرانی جماعت هم چندان تعریفی ندارد. در حبس خانگی هستیم. البته نه مثل مهندس موسوی با خانمش و حجت الاسلام کروبی که دهمین سال حبس خانگیشان را گذرانده اند. بنده های خدا انگار سوراخ دعا را گم کرده اند و می خواهند آرمانهای خود و طرفدارانشان را در ولایت فقیه پیاده نمایند. احتمالا اکثریت بومیان فکر نمی کنند که این حرف ها برای فاطی تنبان شود. مقولات سیاسی را ول کنیم . نگارنده که کارشناس حقوق و بازنشسته وکالت دادگستری هستم دلم به چند کار موفق قضایی خوش است و برکناری از هر باج دادن به مفسدین قوه قضایی. همین چالش داشت نفسم را می برید. کم کاری را فرصتی جهت پرداختن به خودشناسی قرار دادم که بدون قومشناسی میسر نیست. بیگمان آدمی تخته بند زمان و مکان است. وانگهی عدم اعتنای سایرین باعث دلسردی تواند بود. ولیکن عصر عصاره فرد را درمی آورد ؛ همچنانکه مقاومت در برابر موانع ادامه فعالیت را آسانتر می نماید. شاید سرسخت باید ضربات کوبنده سنگها را تحمل کند. به عبارت دیگر نباید عدم امکانات را بهانه بیکاری ساخت.

برگردیم به کورونا ( ویروس تاجدار / شاخدار ) که گویا روح کوروش ذوالقرنین ، دو شاخه ، است که دارد جهانگیری می نماید. ویروس آدم را یاد سیروس می اندازد که تلفظ فرنگی کوروش است. روسها اسم مذکور را " کیر / кир " می خوانند . در رمان علمی - تخیلی ، نوشته جرج سی کلارک - دنباله " اودیسه 2000 " - به دانشمندی هندی اشاره می شود که یک بت شبیه آلت جنسی ذکور را همواره در مشت خود دارد. اتفاقا یکی از زردشتیهای هند است که کوروش را همان ذوالقرنین ، سازنده سد سکندر برای جلوگیری از هجوم قوم یأجوج و مأجوج ، می شناسد. علی ایحال دودمان این شاهنشاه هخامنشی از شدت تکبر با خواهران همدیگر ازدواج می کردند. کورونا حرامزادگان هم به هیچ نژادی ابقا نمی کند و آمیزش با سلولهای تنفسی بنی آدم همان و نفلگی همان. پاسارگاد که زیارتگاه شاهپرستان ایران است و در حال غرق شدن زیر آب سد مجاورش ، گویا خالی از جسد کوروش کذایی می باشد. پس شاهنشاه آریامهر بیخود در آنجا ندا داده بود : کوروش آرام بخواب ، ما بیدارم ! کمی تا حدودی هم از این کشف تعجب کردم که رضاخان ترک بیلمز بود. پس تعجبی ندارد که این هیولا در قلمروی اصحاب عمامه تحویل گرفته نمی شود. ملت ایران که با رهبری روحانیت شاخ شاهنشاهی دو هزار و اند ساله را شکسته ، بعد از چهل سال تمکین به فرمایشات این حضرات ، انگار اقرارشان به هجمه این مصیبت را حمل بر تقیه می کند. حکومت صلا در داده که امنترین محل همان خانه است. اما گزارشهای عینی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نمایشگر خیل مسافرین ماشین سوار به شمال و جنوب مملکت است. موضع رسمی قزاقستان هم مبنی بر نادیده گرفتن این اعجوبه تاجدار است. شاید سردمداران این سرزمین سلطه خود را مرده ریگ ملکه توموریس سکایی می شمارند که خواستگاری کوروش نامبردار را رد و دستور داد سر پر شورش را در دبه پر خونی فرو کرده و خطابش نمود : اگر هنوز از خونخواری سیر نشده ای بیشتر بخور. خدا کند این تو بمیری از آن تو بمیری ها نباشد. به عبارت واضحتر عصر ناباوریها فرا رسیده است ؟! فرزندان ناخلف گوششان به نصايح شفیقانه پدر و مادر بدهکار نیست. البته هر جا روی آسمان همین رنگ است. اروپا و ینگی دنیا هم از ترکتازی کورونا دارد شاخ در می آورد. علمدار ابرقدرتی آمریکا شدت سرمایه داریش را دال بر حقانیت مطلق خود می شمارد. در عین حال هالیوودش با ژوکر/ joker و باشگاه مشتزنیهایش ، پیرو خط "پرتقال کوکی " عوام را فیلم می کند. فیلم " روزی روزگاری هالیوود " حاکی است که این مسخره به خرافاتش ایمان دارد. همه آتش به اختیار عمل می نمایند. حال اگر مهدی ظهور فرماید و مسیح او را در قتل دجال یاری کند شاید بقول یارو گفتنیها کارشان با کشتار آیات عظام و حضرات خاخام آغاز شود. مگر همانها نبودند که عیسی را مصلوب و امام زمان را مکتوم نمودند ؟! شطحیات را خدا هم ببخشد امان از خداقلیها ! بیش از این نمی توان زبان سرخ را آزاد گذاشت تا سر سبز را برباد دهد. والسلام !

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 13:34

صفحه بندی