ابش مرد که دی رفت
در قوم فردی برتر بود
دلش گرم و تن تهم
از تباری دیگر بود
هنر وی بود اعلی
علم و هوشش بیشتر بود
آنچه نداشت هیچ دریغ
دستگیری از مضطر بود
منت ز کس نبرده
از عملش نانخور بود
دینی اگر گردن داشت
بی گفتگو پرداخت زود
پر صفا بود بی ریا
دل را هرگز نيالود
هرگز نخواست بگوید
از مرگ شدم بیم آلود
تقدیر یابد کی تبدیل؟
شکیب روا بر ما بود
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان