تاریخ گواه است که اسلام در زمان پیامبر(ص)، دین اصلاح بود نه انقلاب؛ جز در مسئلۀ چندخدایی که داستانی دیگر دارد. شیوههای انقلابی و ارتجالی در این دین و در هیچیک از آیینهای مانا جایی نداشته است؛ چون زیرساختهای اجتماعی و فرهنگ عمومی، انقلاب و دگرگونی ارتجالی را نمیپذیرند. اسلام نخستین، بیشتر جنبش(Movement) بود تا شورش و انقلاب(Revolution). جنگهای صدر اسلام هم یا دفاعی بود یا بیشتر زمینههای سیاسی - اقتصادی داشت تا عقیدتی.

احکام تأسیسی اسلام، عمدتا در بخش عبادیات است؛ در غیر آن، شیوۀ پیامبر اسلام(ص) همراهی حداکثری با زمانه بود؛ نه تغییرات ناگهانی و شهرآشوب. مسلمانان نیز اگر همین شیوه را برگزینند، پا در جای پای پیامبر خویش گذاشتهاند؛ یعنی نه در گذشتۀ دور یا نزدیک بمانند و نه بدون جایگزینهای مجرب و سازگار با زمانه، ساختارها را بشکنند. بنابراین، مسلمانی دو معنا دارد:
1. پیروی از «پیامبر اسلام»؛
2. پیروی از «اسلام پیامبر».
«اسلام پیامبر» یعنی روشی که ایشان برگزید و فرایندی که پیمود تا به «پیامبر اسلام» رسید. «اسلام پیامبر» تا آنگاه که به خلافت تبدیل نشده بود، بسیار ساده و سازگار با سنتها و ساختارهای موجود بود. مثلا اسلام، تقوا را نشانۀ برتری قلمداد کرد، اما این برتری، نظام بردگی را نقض نمیکرد؛ یعنی پرهیزگار برتر است، چه برده باشد و چه مولی. «نظام بردگی» محصول سنتها و تاریخ اعراب بود؛ نقض آن نیز بر عهدۀ سنتهای جدید است، نه فرمان پیامبران که رسالتی دیگر داشتند. اسلام پیامبر در بیرون از زمان و مکان شکل نگرفت که ما پیامبر اسلام را منهای زمان و مکان بنگریم. پیامبر اسلام پایان اسلام پیامبر نیست؛ آغاز آن است؛ یعنی شیوه و روش ایشان در مواجهه با زمان و مکان باید همچنان ادامه مییافت که نیافت.
مسلمانان، پیامبر اسلام را بیشوکم میشناسند، اما در «اسلام پیامبر» چندان نمینگرند؛ یعنی تأثیر نسبتهای زمانی و مکانی را در سیر پیامبرانۀ او نادیده میگیرند. اگر اسلام پیامبر(روش و فرایند) به اندازۀ پیامبر اسلام(نتیجه و برایند) در کانون توجهات مینشست، زمان و مکان همان اندازه برای مسلمانان اهمیت مییافت که برای پیامبر اسلام(ص) اهمیت داشت. برای اینکه پیامبر اسلام(ع) در «مکه = ام القری» و «پیرامون مکه = من حولَها» محصور نماند و عقیده به استمرار رسالت ایشان در زمانها و مکانهای دیگر، با آیاتی همچون «أَوْحَینَا إِلَیک قُرْآنًا عَرَبِیا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَمَنْ حَوْلَهَا؛ قرآن عربی را بر تو وحی کردیم تا [مردم] مکه و پیرامون آن را هشدار دهی»(شوری/ 7) سازگار باشد، باید فرایند(اسلام پیامبر) را هم به اندازۀ برایند(پیامبر اسلام) دید؛ وگرنه گزیری از توقف در یکی از ایستگاههای تاریخ نمیماند.
رضا بابایی
96/4/18
نظر حم شادکام :
گر شناسیم سنت را
احیاء کنیم امت را
سازگاری با نرمش
جمع آورد همت ها
باری باید مدارا
کنار نهاد شدت را
نی اکراهی اندر دین
زو نزاید قدرت ها
آنچه باشد دون جمع
در دل کارد نفرت را
اسلام که خواست پیمبر
عاری بوده از سطوت ها
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان