خرید بک لینک
1 جویند ز 1

امان جویند ز ایمان

پس رو آرند بدینان

به بت آرند گه باور

که انگارند به یاور

گونه گونند صنم ها

تنها کنند ستم ها

آنها باشند در ظاهر

هم علیم و هم قادر

ناتوانند لیک چنان

کز پشه اند بی امان

یکیش کشد زندانی

که بستاندم نک جانی

گر هم سازد آزادش

گوید دادم من جانش

بت شکنی چون خلیل

بر وی آرد این دلیل

خور برآید از خاور

از باخترش بر آور

لیک نداند این برهان

گفت اعلایم من الآن

هر پدیده در جهان

خالق دارد بیگمان

که اقوال و اعمالش

باشند جمله آیاتش

راسخ در علم می داند

که معناشان چی باشد

کل اشیاء ما شاء الله

پوینده اند در هر راه

آدم اما مستثناست

آن بکند که خود خواست

عیبش بوده جهل او

گه ناکارست عقل او

ز آنرو کند این ستم

که عقل کل تک منم

زو نباشد أظلمی

لکن فهمد گه کمی

به این آرد پس ایمان

که یار بود حق رحمان

آنگه این را دریابد

عمرش بهر چی باشد

چون پرسد از أهل ذکر

جواب یابد بهر فکر

که عمر بهر عمرانست

ورنه عقباش ویرانست

دنیا گردد چون آباد

از ظلم شود خود آزاد

این بار بگیر خوش بدوش

بسم ربت هان بکوش

آن ستوده ، آن غنی

یاریت کند هر دمی

تقدیر بودت گر هبوط

نک کن عروج ، نی سقوط

شرطش باری چنینست

که سوی دین یازی دست

سمت ربت زن گامی

تا بخشدت خوشکامی

قبله کنی هر سو را

ممد یابی خوش او را

امی بباش ای جانان

دنیا پرور در دامان

چیستی تو مرهون است

بدین دنیا هر چون است

هان امانت پس بده

ده بهترش بد مده

تو عمر کنی گر چنین

معراج روی از زمین


برچسبها: امان, ایمان, دین, باور, یاور

+ نوشته شده توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ و ساعت 21:12 |

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 18:45

صفحه بندی