خرید بک لینک

هم کمال و هم رضا

هر دو ترکند از قضا

این ترکان عسکری

سخره کردند کشوری

آن را خواندند از یهود

این را گفتند فرس نبود

آن یک بیافت گر کمال

این یک نیافت جز زوال

ملت کند هر که دون

بختش کند سرنگون

فرق کمال با رضا

باید آریم ما بجا

آن پو شیده کشوری

وین در زی عسکری

آن کوبیده گر دشمن

این توپیده بر میهن

ولو بودند ضد دین

جدا کردند ره گزین

آن شکسته فرقه را

این بخسته شیعه را

کمال بوده با مایه

رضا گشته آمپایه

خوانند این را ملعونی

دانند آن را محبوبی

گرچه ترکند این هر دو

توفیرشان دان هم تو

آن می گفته ترکم من

این لاف زده فرسم من

آن نداشته عار از خود

این می زده زار از خود

این آورده هم بردند

در تبعیدش بسفردند

آن بکرده خود قیام

پس لایق شد باحترام

شاملو هر چند شاعر بود

بس در فارسی ماهر بود

ننگش آمد از ترکی ؟

از وی باید پس پرسی

چتر طاووس گر زیباست

شرمش زیاد هم از پاست

پا را بیند هرکه زشت

سرنوشتش بد نوشت

سنت بوده رد پا

یادگار از جد ما

برون مرو زین مدار

دمار آرد روزگار

سنت دارد خدا هم

نحجت شده فراهم

بی پایه شد گر بنا

سر خود را پس بپا

شهریار را خوان استاد

که هیچ نبرد خود از یاد

فارسی سرود گر بسیار

ترکی دارد بس اشعار

ترکی بوده از دلش

فارسی نبود مشکلش

دل و زبان همنوا

کردند شوری خوش بپا

کرد و عرب ، ترکمان

خوشا باشند همدلان

بلوچ و زابل با قزاق

توانند بود بس خلاق

ایران بوده بومشان

با هم شود سودشان

تبعیض آید گر میان

گردند نفور مردمان

از نفرت و از دروغ

دل ها شود بی فروغ

بهار ناید بی گلی

هم نخواند بلبلی

بستان شود گر کم بو

مرغان کوچند دیگر سو

گلزار گردد گر کم گل

زان پر کشد هر بلبل

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:42

صفحه بندی